معانی
مختلف آیۀ «يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بِامامهِم»
نوشته
پیشرو، متن چهارمین جلسه از
مجموعه
سخنرانیهای
آیت الله میرباقری
در حسنیۀ حضرت
زهرا سلام
الله علیها در
محرم ۱۴۴۶ است. این
جلسه در تاریخ
۲۰ تیر ۱۴۰۳ در قم
برگزار شده
است.
۱. سمع و
طاعت، راه
رسیدن به خیر
«مَنْ
كَانَ
بَاذِلًا
فِينَا
مُهْجَتَهُ وَ
مُوَطِّناً
عَلَى
لقاءالله
نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ
مَعَنَا».[۱]
عرض
کردیم، در
فضایی که بنیامیه
حجابی بر نور
الهی و بر آن
امری که از
طرف خدای
متعال نازل
شده است، انداخته
و عالم را
تاریک کرده
است، وجود
مقدس
سیدالشهداء علیه
السلام راهی
را به سوی
عالم توحید و
به سوی
لقاءالله باز
کردهاند و ما
را هم بر سر
این سفره دعوت
نمودهاند.
فرمودند: «مَنْ
كَانَ
بَاذِلًا
فِينَا
مُهْجَتَهُ وَ
مُوَطِّناً
عَلَى
لقاءالله
نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ
مَعَنَا»، هرکسی
برای ملاقات
با خدا آماده
است، از دنیا
و از همۀ
تعلقات کوچ
کند و با ما
بیاید، ما او
را به مقصد میرسانیم.
به شرط این که
حاضر باشد در
این مسیر از
جان خود بگذرد
و خون خود را
در این راه
بذل کند.
عرض
کردیم، عدهای
این دعوت امام
را شنیدند و
اطاعت کردند،
عدهای هم
شنیدند و
معصیت کردند.
در حدیث
نورانی که در
کافی شریف نقل
شده، امام
صادق علیه
السلام
فرمودند: «السَّمْعُ
وَ
الطَّاعَةُ
أَبْوَابُ
الْخَيْرِ»،[۲]
درهای خیر به
روی انسان با
این دو چیز
گشوده میشود
که بشنود و
اطاعت کند.
خدای متعال
منادیانی
دارد که به
سوی خدا دعوت
میکنند و
انسان باید
دعوت آنها را
بشنود. یکی از
کارهای شیطان هم
این است که
مانع ایجاد میکند
و نگذارد
انسان آن دعوت
الهی را
بشنود.
عدهای
در مقابل این
دعوت الهی میشنوند
و اطاعت میکنند،
آنهایی که میشنوند
و اطاعت میکنند،
به مقصد میرسند.
ولو این که
این راه پر
فراز و نشیب و
پر از سختیها
است. عرض
کردم، کسانی
که راه میافتند
سختی آن را میفهمند.
«قالُوا
سَمِعْنا وَ
أَطَعْنا
غُفْرانَكَ رَبَّنا
وَ إِلَيْكَ
الْمَصير»،[۳]
ما راه انبیاء
را قبول داریم،
دعوت انبیاء
را با همۀ
وجود شنیدهایم
و به راه
افتادیم، ولی
مقصد تو هستی
و این راه
نرفتنی است،
تو باید تدارک
کنی، «غُفْرانَكَ
رَبَّنا وَ
إِلَيْكَ
الْمَصير». اینها
کسانی هستند
که دشواری این
راه را میفهمند.
راه خدا راه
سختی است.
گذشتن از همه
تعلقات و به
خدای متعال
رسیدن، در عین
این که سراسر
شیرینی و
حلاوت است،
اما همراه با
ابتلائات و
امتحانها و
دشواریهای
راه میباشد.
این
افراد کسانی
هستند که
دنبال انبیاء
حرکت میکنند،
با همۀ وجود
در مسیر هستند،
ولی خودشان را
بدهکار میدانند.
«لا
يُكَلِّفُ
اللَّهُ
نَفْساً
إِلاَّ وُسْعَها
لَها ما
كَسَبَتْ وَ
عَلَيْها مَا
اكْتَسَبَتْ
رَبَّنا لا
تُؤاخِذْنا
إِنْ نَسينا
أَوْ
أَخْطَأْنا
رَبَّنا وَ لا
تَحْمِلْ عَلَيْنا
إِصْراً كَما
حَمَلْتَهُ
عَلَى الَّذينَ
مِنْ
قَبْلِنا
رَبَّنا وَ لا
تُحَمِّلْنا
ما لا طاقَةَ
لَنا بِهِ وَ
اعْفُ عَنَّا
وَ اغْفِرْ
لَنا وَ
ارْحَمْنا
أَنْتَ مَوْلانا
فَانْصُرْنا
عَلَى
الْقَوْمِ
الْكافِرين».[۴]
این سخن کسانی
است که دعوت
را میشنوند و
اجابت میکنند
و در راه
هستند و
دشواریهای
راه را با همۀ
وجودشان لمس
میکنند، ولی
حاضر نیستند
به عقب
برگردند. به
همین دلیل به خدای
متعال التماس
میکنند تا
خدای متعال
بگونهای
مسیر را برای
آنها هموار
کند.
عدهای
هم هستند که
میگویند: «سَمِعْنا
وَ عَصَيْنا»،[۵]
میشنوند،
ولی زیر بار
نمیروند،
چراکه خودشان
را از این
دعوت و این
هدایت مستغنی
میدانند. در
روایت آمده که
این دو دسته
در قیامت با
امام خودشان
مواجه میشوند،
«السَّامِعُ
الْمُطِيعُ
لَا حُجَّةَ
عَلَيْهِ وَ
السَّامِعُ
الْعَاصِي
لَا حُجَّةَ لَهُ
وَ امام
الْمُسْلِمِينَ
تَمَّتْ
حُجَّتُهُ وَ
احْتِجَاجُهُ
يَوْمَ
يَلْقَى اللَّهَ
عَزَّ وَ جَل»، روز
قیامت و روز
ملاقات با
خدا، امام
مسلمین حجت و
احتجاجش تمام
است.
۲.
معنای اول آیۀ
«يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بِامامهِم»
بعد
حضرت این آیه
را خواندند: «يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بِامامهِم».[۶]
این آیۀ
مبارکه در سورۀ
إسراء میباشد.
خدای متعال میفرماید
در روز قیامت
هر دسته از
مردم را با امام
خودشان در
صحنه محشر
دعوت میکنیم.
در این آیه
شریفه میفرماید:
«فَمَنْ
أُوتِيَ
كِتابَهُ
بِيَمينِهِ
فَأُولئِكَ
يَقْرَؤُنَ
كِتابَهُمْ
وَ لا يُظْلَمُونَ
فَتيلاً». «وَ مَنْ
كانَ في
هذِهِ
أَعْمى
فَهُوَ فِي
الْآخِرَةِ
أَعْمى وَ
أَضَلُّ
سَبيلا».[۷] میفرماید
ما در روز
قیامت
هرجمعیتی را
با امام خودشان
به محشر هدایت
میکنیم. عدهای
هستند که کتاب
آنها به دست
راستشان داده
میشود. آنها
کتاب خودشان
را میخوانند
و به آنها
ظلم نمیشود،
«وَ لا
يُظْلَمُونَ
فَتيلاً». دستۀ دوم
کسانی هستند
که «وَ
مَنْ كانَ في
هذِهِ
أَعْمى
فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ
أَعْمى وَ
أَضَلُّ
سَبيلاً»، آنها در
دنیا در عالم
کوری بودند، در
عالم آخرت هم
در عالم کوریاند
و بلکه در
ظلمت و ضلال
بیشتری هستند.
کسی که در دنیا
راه را پیدا
نکرده و در
ضلال و تاریکی
بوده است، به
طریق اولی در
قیامت در تاریکی
است. این دو
دسته نتیجه
این امر میباشد
که ما در روز
قیامت مردم را
با امام خودشان
صدا میزنیم.
آنهایی که در
دنیا به امام
حق نرسیدند،
در تاریکی
هستند و در
آخرت هم در ضلال
قرار دارند.
این مضمون
اجمالی آیه
است.
دو
دسته روایت
ذیل این آیۀ
شریفه نقل شده؛
یک دسته از
روایات دلالت
میکند که
خدای متعال در
هر زمانی یک
امام حقی فرستاده
است. مردم
باید او را
بشناسند و با
آن امام حرکت
کنند. در روز
قیامت هم با
همان امام در محشر
دعوت میشوند.
مثلا صدا میزنند
کسانی که در
زمان امیرالمؤمنین
علیه السلام
جزو پیروان
ایشان بودند،
همراه با
ایشان وارد
محشر شوند.
کسانی که با امام
صادق علیه
السلام
بودند، همراه
با ایشان در
محشر دعوت میشوند.
ما هم که در
زمان امام
زمان علیه
السلام هستیم،
با ایشان در
صحنه محشر وارد
می شویم. «يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بِامامهِم»، یعنی یک
امام حقی است
که باید از او
تبعیت میکردند.
او امام بوده
و ما باید
مأموم آن امام
می بودیم.
در
روایت است که در
محشر احتجاج
میشود، یعنی
از امام دربارۀ
پیامبر آن
زمان و مردمی
که باید با آن
پیامبر راه میرفتند،
سؤال میشود.
سوال این است
که آیا شما
مأموریت
خودتان را انجام
دادید یا نه؟
شما باید دعوت
میکردید،
شما باید
سرمایهگذاری
میکردید که
مردم به راه
بیایند. شما
منادی بودید؛
آیا این ندا
را به جانها
و به گوشها
رساندید؟ آنها
میفرمایند
بله، ما وظیفۀ
خود را انجام
دادیم. در
بعضی روایات
آمده، مردمی
که با این
پیامبر همراهی
نکردند، در
صحنۀ محشر
انکار میکنند.
میگویند
خدایا این
پیامبر وظیفهاش
را انجام نداد
و مطلب به ما
نرسید. اگر ما
راه حق را نرفتیم
به خاطر این
بود که دست ما
به حق نرسید. از
آن پیامبر یا
امام سؤال میکنند
که حجت شما
چیست؟ در بعضی
روایات آمده
که آنها وجود
مقدس نبیاکرم
صلی الله علیه
و آله را به
عنوان شاهد
خود معرفی میکنند.
میگویند
شاهد و گواه
ما این پیامبر
گرامی است. مضمون
این آیۀ شریفه
همین است: «فَكَيْفَ
إِذا جِئْنا
مِنْ كُلِّ
أُمَّةٍ
بِشَهيدٍ وَ
جِئْنا بِكَ
عَلى
هؤُلاءِ
شَهيداً».[۸]
صحنۀ خیلی
عجیب و غریبی
است؛ از هر
امتی یک گواه
و شاهدی میآید
که شاهد امت و
ناظر به آنها
است. رفتار
امت را دیده و
آنها تحت
اشراف او
هستند. بعد
خطاب به نبیاکرم
میفرماید: «وَ
جِئْنا بِكَ
عَلى
هؤُلاءِ
شَهيداً»، شما را هم
به عنوان شاهد
بر انبیاء در
صحنه قیامت میبریم.
حضرت باید
شهادت بدهند،
کانّه شاهد بر
انبیاء هستند.
روایاتی
که ذیل این
آیه هست، هم
بیان کرده که انبیاء
در صحنۀ قیامت
میآیند و
شاهد بر امت
خودشان بودهاند
و نسبت به امت
خودشان شهادت
میدهند و هم
گویا وجود
مقدس نبیاکرم
صلی الله علیه
و آله مشرف بر
انبیاء الهی و
ائمه هستند.
ایشان میآیند
و نسبت به
انبیاء شهادت
میدهند،
چراکه صحنه
برایشان
مشهود بوده
است. همینطور
هم هست؛ گویا
همۀ انبیاء
شاگردان وجود
مقدس نبیاکرم
هستند و توحید
را از حضرت
تعلم کردهاند
و بعد به عالم
ارض آمدهاند
تا در این
عالم آن توحید
را بسط بدهند
و مردم را
دعوت کنند و
مسیر را هموار
نمایند.لذا
وقتی در صحنۀ
قیامت میآیند،
شاهدی که به
نفع آنها
گواهی میدهد،
وجود مقدس
رسول الله صلی
الله علیه و
آله هستند.
وقتی حضرت
شهادت میدهند،
به حدی مطلب
واضح میشود
که اصلاً جای
انکار نیست.
یعنی اشراف
حضرت به عالم
به گونه ای
است که وقتی
حضرت وارد
صحنه میشوند،
همه چیز واضح
میشود.
آنهایی
که انکار میکردند
و میگفتند
انبیاء وظیفه
خود را انجام
ندادند، اگر
ما جهنمی شدیم
به خاطر کوتاهی
خودمان
نبوده، بلکه
انبیاء وظیفۀ
خودشان را انجام
ندادهاند! در
روایت دارد که
وقتی حضرت به
نفع انبیاء
شهادت میدهند،
به حدی صحنه
آشکار و واضح
میشود که همه
ساکت میشوند
و همه میپذیرند.
بنابراین در
صحنۀ قیامت یک
مرحله این است
که «يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بِامامهِم»؛ مردم هر
زمانی را با
آن امامِ حقی
که آمده ـ پیامبری
بوده، رسولی
بوده، حجتی
بوده، بعد از
وجود مقدس نبیاکرم
اوصیائی و
ائمهای
بودند که هر
کدام باید این
طرح حضرت را
در زمان
خودشان جلو میبردند
و مردم زمان
خود را به نبیاکرم
و خدای متعال
دعوت میکردند
ـ در صحنه
محشر صدا میزنند.
و بین آن امام
و مردم و بین
آن پیامبر و
مردم احتجاج
میشود و در
صحنۀ قیامت
ثابت میشود
که این پیامبر
مأموریت خودش
را درست انجام
داده و هیچ
تخلفی در
مأموریت خودش
نکرده است.
این مرحلۀ اول
است.
روایات
متعددی ذیل
این آیه داریم
که این آیۀ
شریفه را همینطور
معنا کرده است؛
«يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بِامامهِم»، یعنی
امامی که در
هر زمانی بوده
و مردم باید با
او راه میرفتند،
مردم را در
صحنه محشر با
همان امام صدا
میزنیم. من چندتا
از این روایتها
را خدمت شما
تقدیم میکنم.
یکی روایتی
است که احمد
بن محمد بن
خالد برقی در
محاسن نقل
کرده است: «عَنِ
النَّضْرِ
بْنِ
سُوَيْدٍ
عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ
عَنْ
يَعْقُوبَ
بْنِ
شُعَيْبٍ قَالَ
قُلْتُ
لِأَبِي
عَبْدِ
اللَّهِ يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ بِامامهِمْ فَقَالَ
نَدْعُو
كُلَ
قَرْنٍ
مِنْ هَذِهِ
الْأُمَّةِ
بِامامهِم»،[۹] این آیه به
یک معنا ناظر
به همین امت
است و مردم هر
دورانی از امت
وجود مقدس نبیاکرم
با امام همان
زمان به محشر
دعوت میشوند. «قُلْتُ
فَيَجِيءُ
رَسُولُ
اللَّهِ فِي
قَرْنِهِ وَ
عَلِيٌّ فِي
قَرْنِهِ وَ
الْحَسَنُ
فِي قَرْنِهِ
وَ
الْحُسَيْنُ
فِي قَرْنِهِ
وَ كُلُّ امام
فِي قَرْنِهِ
الَّذِي هَلَكَ
بَيْنَ
أَظْهُرِهِم»، یعنی نبیاکرم
صلی الله علیه
و آله با مردم
زمان خودش،
امیرالمؤمنین
و امام مجتبی
یک به یک اینطور
با مردم زمان
خودشان در این
صحنه محشر میآیند؟
حضرت فرمودند:
«نَعَم»،
مردم را با
امام زمان
خودشان صدا میزنند.
هرکسی
با امام زمان
خودش راه رفته
و به مقصد
رسیده است. یک
مسیر بیشتر
نیست، یک طرح
بیشتر نیست.
ائمه به همین
برنامه الهی
دعوت میکنند.
هرکسی هم باید
با امام زمان
خودش راه برود.
مردم زمان
امام صادق
علیه السلام
باید کاری را
که امام صادق
میفرماید، انجام
بدهند. مردم
زمان
سیدالشهداء علیه
السلام باید
با
سیدالشهداء
به کربلا
بیایند. مردم
زمان امام
مجتبی علیه
السلام باید
با حضرت مجتبی
راه بروند.
زمان امام مجتبی،
نمیشود
بخواهی طرح
امام حسین
پیاده بشود یا
بالعکس. کسانی
که همراه شدند
به مقصد میرسند.
روایت را مکرر
تقدیم کردیم
که فرمود یک
عدهای در
زمان امام
مجتبی علیه
السلام وقتی
حضرت مصلحت
دانستند که
فعلاً دست از
جنگ بردارند و
مصالحه
کردند، حضرت
را متهم میکردند
که شما مؤمنین
را ذلیل
کردید. وقتی
بنا شد با
سیدالشهداء
(ع) در صحنه
بیایند، آنوقت
دیگر حاضر
نبودند. چون
آنجا با امام
مجتبی راه
نرفته، اینجا
نمیتواند با
سیدالشهداء
راه برود.
در
بعضی نقلها
می دیدم،
سلیمان بن صرد
خزاعی که از
سران کوفه بود
و امام حسین علیه
السلام را
دعوت کرد و از
کسانی بود که
نامه نوشت،
اما با مسلم
همراه نشد و
به کربلا
نیامد. در نقل
میدیدم که
این آدم به
امام مجتبی علیه
السلام عرض میکند
که شما مسلمانها
را ذلیل
کردید. هر
امامی بخشی از
آن طرح الهیای
که نبیاکرم مأمور
به تحقق آن
بودهاند را
اجرا میکند.
مردم زمان
باید خودشان
را با این
امام تنظیم
کنند.
«أَ لَمْ
تَرَ إِلَى
الَّذينَ
قيلَ لَهُمْ
كُفُّوا
أَيْدِيَكُمْ
وَ أَقيمُوا
الصَّلاةَ وَ
آتُوا
الزَّكاة»،[۱۰] به آنها
گفتند فعلا
دست نگه دارید،
نوبت جهاد هم
میرسد. اینها
میگفتند نه. «فَلَمَّا
كُتِبَ
عَلَيْهِمُ
الْقِتالُ إِذا
فَريقٌ
مِنْهُمْ
يَخْشَوْنَ
النَّاسَ كَخَشْيَةِ
اللَّهِ أَوْ
أَشَدَّ
خَشْيَة»، وقتی
دستور قتال
داده میشود،
آماده نیستند،
چون درست راه
نرفتند. آنجا
که باید از
خدا بترسند،
از دشمن میترسند.
این آدم که
دیگر مرد
میدان نیست. «وَ
قالُوا
رَبَّنا لِمَ
كَتَبْتَ
عَلَيْنَا
الْقِتالَ
لَوْ لا
أَخَّرْتَنا
إِلى أَجَلٍ
قَريبٍ»،
خدایا چرا یک
فرصتی به ما
ندادی؟ حالا
برای قتال زود
است، وقتش
برسد ما
هستیم. خدای
متعال در جواب
آنها شاید
بفرماید اگر
هم به شما
مهلت بدهیم،
فرصت کوتاهی
است، خیال
نکنید اگر به
شما مهلت
دادند، دو هزار
سال در این
دنیا میمانید.
روایت
میگوید وقتی
سیدالشهداء
اینها را
دعوت کرد،
کسانی که زمان
امام مجتبی به
حضرت میگفتند
چرا شما دست
از جنگ
برداشتید،
وقتی سیدالشهداء
دعوت به جهاد
کرد، میگفتند
حالا وقتش
نیست، در این
حرکت که پیروزی
نیست. ما
آمادهایم
بجنگیم، ولی
در زمان امامی
که پیروزی و
فتح در آن است.
وقتی با امام
مجتبی راه
نروی، با
سیدالشهداء
هم راه نمیروی.
مضمون این
روایت همین
است که هر کسی
باید با امام
زمان خودش راه
برود. در روز
قیامت هم مردم
را با آن امام صدا
میزنند. اگر
کسی تندی و
کندی کرده
باشد، یا
نیامده باشد،
یا دیر آمده
باشد، از
غافله جا میماند.
فضیل
بن یسار در
مورد همین آیه
از امام صادق
علیه السلام
سوال کرد.
حضرت فرمودند:
«يَا
فُضَيْلُ
اعْرِفْ
امامك»،[۱۱] امامی که
باید از او
تبعیت کنی
بشناس.
«فَإِنَّكَ
إِذَا
عَرَفْتَ إِمَامَكَ»،
وقتی امام
زمان خودت را
شناختی، «لَمْ
يَضُرَّكَ
تَقَدَّمَ
هَذَا
الْأَمْرُ
أَوْ
تَأَخَّر»، دیگر فرقی
نمیکند و
برای تو ضرری
ندارد که ظهور
تأخیر بیافتد،
یا جلو
بیافتد. آن
فرج و فتح کلی
هر وقت واقع
بشود، شما اگر
امام زمان
خودت را
شناختی و با
آن امام راه
رفتی، فرقی
نمیکند که در
کجای این طرح بزرگ
باشی. «وَ
مَنْ عَرَفَ إِمَامَهُ
ثُمَّ مَاتَ
قَبْلَ أَنْ
يَقُومَ
صَاحِبُ
هَذَا
الْأَمْر»، اگر کسی
امام خودش را
بشناسد و با
امام زمان خودش
راه برود،
مردم زمان
امام صادق علیه
السلام با
امام صادق راه
بروند، دیگر
خیالشان راحت
باشد. اگر با
امام خودت راه
رفتی و قبل از
قیام وجود
مقدس حضرت بقیةالله
که صاحب این
امر میباشد،
از دنیا رفتی،
«كَانَ
بِمَنْزِلَةِ
مَنْ كَانَ
قَاعِداً فِي
عَسْكَرِه»، مثل کسی
است که در
اردوگاه حضرت
حضور دارد، «لَا بَلْ
بِمَنْزِلَةِ
مَنْ قَعَدَ
تَحْتَ لِوَائِه»، نه فقط در
اردوگاه، زیر
پرچم حضرت
است. در بعضی
نقلهای دیگر
هم آمده است، «بِمَنْزِلَةِ
مَنِ
اسْتُشْهِدَ
مَعَ رَسُولِ
اللَّهِ».
این
یک جبهه است
که ائمهای
دارد. این طرح
جلو می رود. هر
کسی در این
طرح باید با
امام خودش
حرکت کند. این
یک دسته از
روایات است که
در روز قیامت
هم مردم زمان
امام صادق با ایشان
دعوت میشوند.
باید با حضرت
راه رفته
باشند. اگر از
طرح حضرت خارج
شده باشند،
دیگر از برنامۀ
وجود مقدس نبیاکرم
خارج هستند.
هر کاری هم
کرده باشند،
باید با این
امام حرکت
کنند. این
امام خط نگهدار
است. این امام
آن برنامۀ
الهی را اقامه
میکند. از
روایت
استفاده میشود
بعد از این که
این صحنه انجام
میگیرد،
خدای متعال
حکمی میکند.
آن حکم این
است که مردم
میآیند در
صحنه، امام
زمان آنها هم
میآید و بین
این امام و
مردم احتجاج
میشود و آنجا
حجت امام تمام
میشود، یعنی
اثبات میشود
که امام آن
وظیفهای که
در دعوت و
هدایت مردم
داشتند، بدون
هیچ کم و
کاستی عمل
کردهاند.
۳.
معنای دوم آیۀ
«يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بِامامهِم»
صحنه
دوم این است
که در روایت
دارد، در روز
قیامت منادی
ندا میدهد،
آیا این حکم
عادلانه است
یا عادلانه
نیست؟ ما
هرکسی را با
آن امامی
محشور میکنیم
که به او تولی
داشته است.
همه میگویند
بله، این حکم
عادلانهای
است که هرکسی
در دنیا دنبال
کسی راه رفته
است، در آخرت
هم با همان
راه برود. نمیشود
پیروان
معاویه در روز
قیامت پشت سر
حضرت امیر
بایستند. وقتی
این حکم میشود
و همه قبول میکنند
که این داوری
و این حکم
عادلانه است،
خطاب میرسد: «تَمَيَّزُوا»،[۱۲] جدا بشوید.
آن وقت مردم
به دو دسته
تقسیم میشوند؛
عدهای که با
امیرالمؤمنین
راه رفتند، با
حضرت میمانند.
عدهای که با
حضرت راه
نرفتند، با
امام خودشان
در صحنه محشر
دعوت میشوند.
این مرحله دوم
است.
لذا
در بعضی از
روایاتی که
ذیل این آیۀ
شریفه هست،
این ائمهای
که «يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بامامهم»، در دو دسته
معرفی شدهاند؛
امامی که امام
حق است و
امامی که امام
ضلال است. این
روایت معروفی
که از
سیدالشهداء علیه
السلام نقل
شده، مشابه هم
دارد، در یکی
از منزلگاههای
مسیر عراق از
حضرت سؤال
کرد، یابن
رسول الله این
آیه به چه
معناست؟ «يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بامامهم». فرمودند:
این آیه ناظر
به دو جریان
امامت است، ما
دو امام و دو
مأموم داریم. «امام
دَعَا إِلَى
هُدًى
فَأَجَابُوهُ
إِلَيْه»،[۱۳] امامی است که
دعوتی در عالم
دارد و دعوتش
به مسیر هدایت
الهی است و
امتی هم اجابت
کردهاند. «وَ امام
دَعَا إِلَى
ضَلَالَةٍ
فَأَجَابُوهُ
إِلَيْهَا»، امامی هم
هست که آن هم
دعوت دارد، ولی
دعوت به ضلالت
است، «فَأَجَابُوهُ
إِلَيْهَا». یک عدهای
هم دنبال سر
او حرکت کردند
و او را اجابت
کردند و به
سمت وادی
ضلالت رفتند.
دو تا امام
هستند دو تا
دعوت دارند.
این
دو امام دو
مسیر در عالم
باز میکنند،
یکی مسیر هدا
یت و توحید
است و دیگری
مسیر ضلالت
است. دعوت میکنند،
راه باز میکنند؛
عدهای هم دنبال
آنها میروند.
در قرآن هم
توضیح میدهد:
«وَ
جَعَلْنا
مِنْهُمْ
أَئِمَّةً
يَهْدُونَ
بِأَمْرِنا»،[۱۴] از آن طرف هم
«وَ
جَعَلْناهُمْ
أَئِمَّةً
يَدْعُونَ
إِلَى
النَّار»،[۱۵] امامی است
که به آتش
دعوت میکند،
عدهای هم
اجابت میکنند.
باطن این دعوت
هم دعوت به
وادی جهنم
است. البته
پیداست که این
جهنم پوشیده
به شهوات و
شبهات است.
اگر پوشیده به
شهوت و شبهه نباشد
که اجابت نمیکنند.
اگر جهنم و آن
ائمهای که
دعوت میکنند،
ظاهر شود، چشم
ها باز شود و
باطن دعوتشان
را ببینند،
کسی قبول نمیکند.
در زمان ما هم ائمۀ
نار دعوتی دارند
و جمعیتهای
گستردهای هم
دنبال سر آنها
درحال حرکت
هستند، باطن
این دعوت هم
جهنم است.
تمدن مادی غرب
را ببینید؛ یک
جهنم گسترده
البته پوشیده
به زیورها و
شهوات و شبهات
است.
دو
امام، دو دعوت
و دو مسیر، «امام
دَعَا إِلَى
هُدًى
فَأَجَابُوهُ
إِلَيْهِ وَ
امام دَعَا
إِلَى
ضَلَالَةٍ
فَأَجَابُوهُ
إِلَيْهَا
هَؤُلَاءِ
فِي الْجَنَّةِ
وَ هَؤُلَاءِ
فِي النَّار»؛ یک دسته از
اینها از
همین دنیا در
بهشت هستند،
یک دسته هم در
جهنم؛ «إِنَّ
الْأَبْرارَ
لَفي نَعيم
وَ إِنَّ الْفُجَّارَ
لَفي جَحيم».[۱۶] روز قیامت
هم قرآن میفرماید:
«فَريقٌ
فِي
الْجَنَّةِ
وَ فَريقٌ فِي
السَّعير»،[۱۷] این دو دسته
از هم جدا میشوند.
ممکن است در
دنیا کنار هم
باشند و با همدیگر
راه بروند،
ولی اینها دو
امام و دو
مسیر دارند.
این دو جریان
هم از هم جدا
میشوند.
مراحل تفکیک
آن هم در قرآن
توضیح داده شده
است.
در
صحنۀ قیامت
ابتدا میگویند
مردم زمان
سیدالشهداء
وارد صحنه
محشر شوند. بعد
اثبات میشود
که حضرت دعوت
خودشان را به انجام
رساندهاند و
کوتاهی نکردهاند.
در مأموریت
الهی که باید
دعوت میکردند
و راه باز مینمودند
و زمینه را
فراهم میکردند،
حضرت هیچ
کوتاهی
نکردند. کسی
که «بَذَلَ
مُهْجَتَهُ
فِيك»،[۱۸] چه کوتاهیای
کرده است؟!
حتی با اینکه
همه چیز تمام
بود، حضرت در
صبح روز
عاشورا اجازه
ندادند که
اصحاب جنگ را
شروع کنند. دو خطبه
خواندند، بعد
از اینکه
مطلب را تمام
کردند، حالا
وارد درگیری
میشوند. لشکر
ابنزیاد نمیتوانند
در روز قیامت
بگویند حجت
برای ما تمام نبود.
آنهایی که با
امام حسین به
کربلا
نیامدند، نمیتوانند
بگویند حجت بر
ما تمام نشد. اینگونه
مردم زمان
حضرت از همدیگر
جدا میشوند.
آن
وقت منادی ندا
میدهد آیا حق
است که «أَنْ
نُوَلِّيَ
كُلَّ قَوْمٍ
مَنْ تَوَلَّوْا». همه میگویند
بله. ندا میآید: «تَمَيَّزُوا». این صحنۀ
دوم است. این
همان است که
سیدالشهداء
فرمودند در
دنیا دو امام
و دو دعوت و دو
مسیر وجود
دارد؛ یکی در
جنت است و
دیگری در نار. «يَوْمَ
نَدْعُوا» یعنی هرکسی
با امامی راه
رفته و با
همان امام او
را صدا میزنند.
پیرو معاویه
که نمیتواند
با امام حسین علیه
السلام بیاید.
البته این
مرحلۀ دوم
است. در مرحلۀ
اول مردم زمان
حضرت را با
ایشان وارد
محشر میکنند.
این آقا امام
بوده و باید
خودتان را با
او تنظیم میکردید.
یک عده خودشان
را با حضرت
تنظیم کردند و
عدهای هم
تبعیت نکردند.
«السَّامِعُ
الْمُطِيعُ
لَا حُجَّةَ
عَلَيْهِ وَ
السَّامِعُ
الْعَاصِي
لَا حُجَّةَ
لَه»
این بیان برای
این صحنه است.
در
بعضی روایات
ذیل آیۀ شریفۀ
«يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بامامهم» آمده که
وقتی هر
جمعیتی با
امام خود صدا
زده میشود،
برخی از ائمه
ضلال قوم
خودشان را لعن
میکنند، «يَلْعَنُ
أَصْحَابَهُ
وَ
يَلْعَنُونَه».[۱۹] کسانی که ائمۀ
هدی را تبعیت نکردند،
با امام ضلالی
که از آن
تبعیت کردند،
وارد محشر میشوند.
آنجاست که
ائمۀ ضلال از
مأمومین
خودشان تبری
می جویند و
آنها را لعنت
میکنند، «يَلْعَنُ
أَصْحَابَهُ
وَ
يَلْعَنُونَه».
منادی
از باطن عرش
صدا می زند: «أَيْنَ
خَلِيفَةُ
اللَّهِ
فِي أَرْضِه»،[۲۰] وجود مقدس
امیرالمؤمنین
علیه السلام
برمیخیزند.
گفته میشود
هرکسی در عالم
با این امام
راه رفته و
تبعیت کرده،
الان هم در
پرتو نور حضرت
حرکت کند؛ «لِيَسْتَضِيءَ
بِنُورِه». امیرالمؤمنین
همه کسانی که
از اولین و
آخرین دعوت
حضرت را قبول
کردند، با
خودشان در
درجات بهشت میبرند.
عبور دادن از
گردنههای
قیامت و بردن
به درجات بهشت
کار آسانی نیست.
امیرالمؤمنین
هستند که در
صحنه اعراف میایستند،
اصحاب اعراف
را یک به یک عبور
میدهند.
روایات
پردامنهای
هم دارد.
کسانی که در
دنیا با حضرت
راه رفتهاند،
بدانند که این
امام امامی
است که دست
بردار نیست،
«وَ
الرَّحْمَةُ
الْمَوْصُولَة»[۲۱] است، رحمت
پیوسته الهی
است. امت خودش
را رها نمیکند.
ولی
ائمۀ نار این
طور نیستند.
بعد میگویند
دیگران به سمت
امام خودشان
بروند. در روایت
دارد، اینجاست
که ائمه ضلال
از مأمومین
خودشان تبری
میجویند و میگویند
از ما کاری
ساخته نیست،
اشتباه کردید
که دنبال ما
آمدید. ما صدا
زدیم،
امیرالمؤمنین
هم صدا زده
است، خودتان
اشتباه کردید
که ما را
تبعیت کردید.
عداوت و دشمنی
آنجا آشکار میشود.
محبت و الفت و
رعایت امام حق
نسبت به
تابعان
خودشان هم در
عالم آخرت
آشکار میشود.
دو صف از هم
جدا میشوند.
یک
باردیگر این
حدیث نورانی
را بخوانم.
امام صادق علیه
السلام
فرمودند: «السَّمْعُ
وَ
الطَّاعَةُ
أَبْوَابُ
الْخَيْرِ السَّامِعُ
الْمُطِيعُ
لَا حُجَّةَ
عَلَيْهِ وَ
السَّامِعُ
الْعَاصِي
لَا حُجَّةَ لَهُ»، شنیدن و
اطاعت کردن از
آن امامی که
دعوت میکند و
راه را باز میکند
و کسانی را که
بیایند، به
مقصد میرساند.
تمام خیر با همین
شنیدن و تبعیت
گشوده میشود.
حضرت دعوت میکنند
و میفرمایند:
«مَنْ
كَانَ
بَاذِلًا
فِينَا
مُهْجَتَهُ وَ
مُوَطِّناً
عَلَى
لقاءالله
نَفْسَهُ». این مسیر،
مسیر توحید و
لقاءالله است.
اگر بخواهید
در این مسیر
حرکت کنید،
باید جان خود
را کف دست
بگیرید. این
راه سختی دارد،
ولی اگر
بیایید، من
شما را می
رسانم. «فَلْيَرْحَلْ
مَعَنَا»، اگر کسی کوچ
کند و با ما
بیاید، ما او
را به مقصد میرسانیم.
سیدالشهداء علیه
السلام می برد
و می رساند. هم
در دنیا، هم
در برزخ و هم در
آخرت میرساند.
انسان را در
دنیا به یک
منزلتی از
معرفت الهی و
لقاء میرسانند.
در برزخ به
منزلتی
بالاتر و در
قیامت هم به
منزلتی بالاتر
میرسانند. آنهایی
که معصیت کردند،
در روز قیامت
در مقابل این
امام هیچ حجتی
ندارند. نمیتوانند
بگویند امام
کوتاهی کرده
است، هیچ حجتی
ندارند. صحنه
کاملاً آشکار
است. معلوم میشود
که خلاف میگویند.
بعد به آنها
میگویند: «تَمَيَّزُوا»، جدا بشوید؛
«يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بامامهم».
خوب
است که ادامۀ
این آیۀ شریفه
را هم ترجمه
کنم. قرآن میفرماید:
«يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بإِمَامِهِم فَمَنْ
أُوتِيَ
كِتابَهُ
بِيَمينِهِ
فَأُولئِكَ
يَقْرَؤُنَ
كِتابَهُمْ
وَ لا يُظْلَمُونَ
فَتيلاً». وقتی مردم
با امامشان در
صحنه میآیند،
مثلاً پیروان
امام صادق علیه
السلام با ایشان
وارد محشر میشوند.
کتاب عدهای
به دست راست
آنها است.
اینها کتاب
را می خوانند
و به آنها
ظلم هم نمیشود.
یک عدهای هم
وقتی با امام
به محشر دعوت
میشوند، «مَنْ
كانَ في
هذِهِ
أَعْمى
فَهُوَ فِي
الْآخِرَةِ
أَعْمى وَ
أَضَلُّ سَبيلاً»، آنهایی
که با امام در
دنیا گره
نخوردند، در
وادی ضلال
ماندهاند و
دنبال این
امام هدایت
حرکت نکردند،
در عالم آخرت
هم در ضلال
هستند. کأنه
کسی که امام
را ندیده و
چشمش به امام
باز نشده، کور
است. این
انسانی که به
امام نرسیده،
در آخرت هم در
کوری و
نابینایی و «وَ
أَضَلُّ
سَبيلاً» است.
در
سورۀ مبارکه
طه خدای متعال
میفرماید: «وَ مَنْ
أَعْرَضَ
عَنْ ذِكْري
فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً
ضَنْكاً وَ
نَحْشُرُهُ
يَوْمَ الْقِيامَةِ
أَعْمى».[۲۲] وقتی ما شما
را به عالم
زمین
فرستادیم،
ذکری را هم
همراه شما
نازل کردیم.
نباید از آن
ذکر رویگردان
شوید. این «ذکر»
رسول و امام
است. «قَدْ
أَنْزَلَ
اللَّهُ
إِلَيْكُمْ
ذِكْراً * رَسُولاً»،[۲۳]
نباید از عالم
ذکر رویگردان
شوید. اگر روی
خود را از
عالم ذکر
برگرداندید و
وارد عالم
غفلت شدید،
عالم غفلت
عالم «ضنک» است.
عالم ذکر عالم
وسعت است. کسی
که متوجه خدای
متعال است، در
جهنم هم که
باشد، در ذکر
است. بهشت
همان وادی ذکر
است و جهنم
همان وادی
غفلت است ولو
ظاهرش نعمت
باشد، ولو
پوشیده به
شهوات باشد.
وادی توجه به
خدای متعال
وادی بهشت است
ولو ظاهرش
سختی باشد.
در
روز عاشورا همۀ
اصحاب عاشورا
در بهشت بودند
ولو این که با
تیزی شمشیر
مواجه بودند.
همه اصحاب ابنزیاد
هم در همان
زمان در جهنم
و ضیق و ضنک
بودند ولو سر
و صدای غنایم
و پیروزیها و
فتوحات هم
گوششان را کر
کرده باشد. ما
با شما یک
ذکری در عالم
فرستادیم. روی
خود را از آن برنگردانید.
امام همان ذکر
است. عالم
امام عالم ذکر
است. اگر
رویتان را
برگرداندید، «وَ مَنْ
أَعْرَضَ
عَنْ ذِكْري
فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً
ضَنْكاً وَ
نَحْشُرُهُ
يَوْمَ الْقِيامَةِ
أَعْمى».
این همانی است
که با امام حق
فاصله گرفته و
روی خود را از
امام برگردانده
است. در قیامت
وقتی وارد
صحنه محشر میشود،
نابینا و کور است.
در روایت آمده
که هم چشم
باطنش کور است
و هم چشم ظاهر
او نمیبیند.
در ظلمات و
تاریکی محض
است. عالم
تاریکی عالم
ضنک است.
الان
یک محیط تاریک
محض را فرض
کنید، آدم نمیتواند
قدم از قدم
بردارد. آدم
یک موقع با
لامسهاش میتواند،
این یک نور
است، نور
لامسه است.
اگر نور لامسه
آدم را هم
بگیرند، نمیشود
قدم از قدم
برداشت. در
فضای وسیعی
هستی، ولی در
ضنک و تنگنا
هستی. «ضاقَتْ
عَلَيْهِمُ
الْأَرْضُ
بِما رَحُبَتْ».[۲۴] اگر کسی در
تاریکی برود،
با همۀ وسعت
فضا تنگ میشود.
به خدای متعال
عرضه میدارد: «لِمَ
حَشَرْتَني
أَعْمى وَ
قَدْ كُنْتُ بَصيراً»،[۲۵] من که چشم
داشتم، چرا من
را نابینا
کردی؟ «كَذلِكَ
أَتَتْكَ
آياتُنا
فَنَسيتَها
وَ كَذلِكَ
الْيَوْمَ
تُنْسى»،[۲۶] ما آیاتمان
را فرستادیم،
اما تو رویت
را برگرداندی.
چه آیهای از
سیدالشهداء
بالاتر است؟!
آمد و شما را
دعوت کرد، اما
شما روی
خودتان را از
امام
برگرداندید. امروز
هم کسی که
امام را رها
کرده، امروز
رها میشود.
آنهایی که با
امام آمدند،
امام آنها را
رها نمیکند.
کسانی که امام
را در عالم
ارض رها
کردند، دیگر
نمیشود در
محشر از آنها
دستگیری کرد، چراکه
پیوند با امام
از عالم ارض
شروع میشود.
لذا
اگر کسی در
دنیا به امام
نرسید و در
وادی ضلال
بود، در قیامت
هم در وادی
ضلال است. عرض
کردم در آیۀ
شریفۀ «يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بامامهم»، هرجمعیتی
را با امامشان
صدا میزنیم.
مردم زمان
امام حسین علیه
السلام باید
با ایشان
بیایند. حجت
آنها ایشان
بوده است.
چراغ راه و
چراغ هدایت
ایشان است.
اگر با ایشان
راه نرفته
باشند، در
وادی ضلال
هستند. اگر
بگویند
پیامبر خدا را
قبول دارند،
این دروغ است.
آن امامی که
دین نبیاکرم
را اقامه میکند،
این امام است.
باید با این
آقا راه میرفتند.
این چراغ
هدایتی است که
طرح نبیاکرم صلی
الله علیه و
آله در دست
اوست. از حضرت
جدا بشوی و از
طرح بیرون بیایی،
دیگر با نماز
و روزه چیزی
اصلاح نمیشود.
لشکر عمر سعد،
صبح نماز را
با او خواندند!
بعد هم به
آنها میگوید:
«يَا خَيْلَ
اللَّهِ
ارْكَبِي»،
لشکر خدا سوار
شوید. اینها
چیزی را عوض
نمیکند. اینها
در وادی ضلال
و در جهنم
هستند.
کسی
که
سیدالشهداء را
نمیبیند و
رویش را برمیگرداند،
«مَنْ
كانَ في
هذِهِ أَعْمى». پس وقتی
مردم با
امامشان صدا
زده میشوند،
یک عده در
وادی هدایت
هستند، کتاب
آنها به دست
راستشان داده
میشود و
کتابشان را می
خوانند. یک
عده هم در
کوری هستند،
اینها کسانی
هستند که «مَنْ كانَ
في هذِهِ
أَعْمى
فَهُوَ فِي
الْآخِرَةِ
أَعْمى».
کسی در دنیا
به امام نرسید
در وادی ضلال
بود، در وادی
عمایه بود، «فَهُوَ
فِي
الْآخِرَةِ
أَعْمى وَ
أَضَلُّ سَبيلاً».
۴.
معنای سوم آیۀ
«يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بِامامهِم»
روایات
عجیبی ذیل
ادامۀ آیه هست
که یکی دو تا
روایت را
تقدیم کنم. یک
روایت در عیون
اخبار الرضا
از امام رضا
ارواحنا فداه
نقل شده، که
حضرت به عمران
صابی فرمودند از
حرفی که اهل
جهل و جهال میزنند
پرهیز کن. این
حرف چیست؟
حضرت فرمودند:
«مِنْ
أَهْلِ
الْعَمَى وَ
الضَّلَال»[۲۷] اینها در
وادی عمایه و
ضلال هستند.
سخنشان این
است، خیال میکنند،
خدای متعال در
صحنه قیامت
حاضر است و
حساب و کتاب
می کشد، ولی
خدا را در
دنیا حاضر نمیبینند.
اگر خدا در
دنیا حاضر
نباشد که در
قیامت نمیتواند
حساب و کتاب
بکشد. آن
خدایی حساب و
کتاب میکشد
که در دنیا هم
حاضر و مشرف
است. گمانشان
این است که «الَّذِينَ
يَزْعُمُونَ
أَنَّ
اللَّهَ جَلَّ
وَ تَقَدَّسَ
مَوْجُودٌ
فِي
الْآخِرَةِ لِلْحِسَابِ
فِي
الثَّوَابِ
وَ الْعِقَاب»، در صحنۀ
قیامت برای
حسابکشی و
ثواب و عقاب
حاضر است. «وَ لَيْسَ
بِمَوْجُودٍ
فِي الدُّنْيَا
لِلطَّاعَةِ
وَ الرَّجَاء»، در دنیا
حضور ندارد که
باید اطاعتش
کنیم و به او
امیدوار
باشیم. اینجا
حضور خدا را
نمی بینند و
این حضور را
قبول ندارند. «وَ لَوْ
كَانَ فِي
الْوُجُودِ
لِلَّهِ عَزَّ
وَ جَلَّ
نَقْصٌ وَ
اهْتِضَامٌ
لَمْ يُوجَدْ
فِي
الْآخِرَةِ
أَبَداً»، اگر در
دنیا حاضر
نبود، در
قیامت هم حاضر
نیست. خدایی
که در صحنه
یوم الدین و
در صحنه حساب
و کتاب حاضر
است، حساب و
کتاب میکشد،
در این صحنه
هم که صحنه
اطاعت و بندگی
است، حاضر است
و باید اطاعتش
کرد.
میفرماید:
«وَ
لَكِنَّ
الْقَوْمَ
تَاهُوا وَ
عَمُوا وَ صَمُّوا
عَنِ
الْحَقِّ
مِنْ حَيْثُ
لَا يَعْلَمُون» اینها
وارد وادی
عمایه و کوری
شدند و راه را
ندیدند. بعد
حضرت این آیه
را خواندند: «مَنْ
كانَ في
هذِهِ
أَعْمى
فَهُوَ فِي
الْآخِرَةِ
أَعْمى وَ
أَضَلُّ
سَبيلاً»، اگر کسی در
اینجا خدا را
نبیند، در
قیامت هم خدا
را نمیبیند.
کسی که در
اینجا خدا را
به عنوان اله
نبیند و اطاعت
نکند، در
قیامت هم خدا
را به عنوان کسی
که مالک یوم
الدین است نمیتواند
ببیند. در این
دنیا باید خدا
را ببینی، تا
در آن دنیا هم
بتوانی ببینی.
اگر کسی در
اینجا خدا را
ندید و در
عمایه بود، در
آخرت هم در
عمایه و کوری است.
حالا
سوال این است
که چهطور میشود
در این دنیا
خدا را دید.
حضرت فرمودند
این آیه میخواهد
بگوید، «يَعْنِي
أَعْمَى عَنِ
الْحَقَائِقِ
الْمَوْجُودَة»، کسی که
چشمش را در
این دنیا روی
حقایق بسته است،
در آخرت هم
چشمش رو به
حقایق بسته
خواهد بود.
کسی که در
اینجا خدا را
ندید، در آنجا
هم نمیبیند.
اینجا در
تاریکی است،
آنجا هم در
تاریکی است.
وادی
رویگردانی از
خدا وادی
عمایه است. «وَ قَدْ
عَلِمَ ذَوُو
الْأَلْبَابِ
أَنَّ الِاسْتِدْلَالَ
عَلَى مَا
هُنَاكَ لَا
يَكُونُ
إِلَّا بِمَا
هَاهُنَا»، نمیشود
در روز قیامت
احتجاج کنی،
مگر به چیزی
که مردم در
دنیا دیدهاند.
کسی که خدا را
در دنیا
ندیده، نمیشود
به خدای ندیده
احتجاج کند.
بعد
حضرت فرمودند
آنهایی که
خیال کنند،
خودشان میتوانند
راه علم را طی
کنند، اینها
از قافله جا
میمانند. خدا
در این دنیا
یک امامی قرار
داده است. اگر
کسی با امام
راه رفت، همۀ
عالم برای او
آیات میشود.
اگر کسی روی
خود را از
امام
برگرداند، خودش
میخواهد،
خدا را پیدا
کند، اما نمیتواند
پیدا کند،
چراکه در عالم
تاریکی رفته
است. کسی که اینجا
در تاریکی رفت
و خدا را پیدا
نکرد، در آخرت
هم خدا را
پیدا نمیکند.
کانه حضرت میگویند
معنای آیه این
است که اگر
کسی در این عالم
نتوانست، خدا
را از طریق
آیات ببیند،
در قیامت هم
نمیتواند
خدا را ببیند.
بله، خدای
متعال حاضر در
صحنه و مالک
یوم الدین
است. آن هم صحنهای
است که کسی
نمیتواند نفس
بکشد و حرف
بزند؛ «فَلا
تَسْمَعُ
إِلاَّ
هَمْسا»،[۲۸] همۀ صداها
افتاده است.
خدای متعال
حاکم است، ولی
اگر کسی در
اینجا خدا را
ندید، آنجا
هم نمیبیند.
اگر کسی اینجا
نتوانست خدای
متعال را در
آیاتش ببیند،
در قیامت هم
نمیتواند
ببیند.
نکته
این است، چه
کسی در اینجا
میتواند خدا
را در آیات
ببیند؟ «يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بامامهم»، امام است
که عالم را در
این دنیا برای
انسان آیات میکند.
اگر با امام
راه رفتید،
تمام عالم
برای شما آیات
میشود. اگر
روی خود را از
امام
برگرداندید،
همۀ عالم محیط
ضلال میشود.
آنوقت کسی که
در این دنیا
در عمایه است،
در آخرت هم در
عمایه است.
خیلی روایت
عجیبی است؛
حضرت فرمودند
کسی نتواند در
اینجا حقایق
را ببیند، در
آخرت هم نمیتواند
حقایق را
ببیند. خب خودمان
برویم و حقایق
را ببینیم!
حضرت فرمود
اشتباه نکنید،
«وَ
مَنْ أَخَذَ
عِلْمَ
ذَلِكَ
بِرَأْيِهِ وَ
طَلَبَ
وُجُودَهُ وَ
إِدْرَاكَهُ
عَنْ نَفْسِهِ
دُونَ
غَيْرِهَا»، کسی که میخواهد
خودش راه
بیافتد و خدا
را بشناسد، «لَمْ
يَزْدَدْ
مِنْ عِلْمِ
ذَلِكَ
إِلَّا بُعْداً»، از علم
توحید چیزی جز
دوری نخواهد
داشت. چرا؟ «لِأَنَّ
اللَّهَ
عَزَّ وَ
جَلَّ جَعَلَ
عِلْمَ
ذَلِكَ
خَاصَّةً
عِنْدَ
قَوْمٍ
يَعْقِلُونَ
وَ
يَعْلَمُونَ
وَ
يَفْهَمُون». این حقایق
نزد امام است.
کسی که با
امام راه برود،
عالم برای او
آیات میشود و
در قیامت هم
غرق در آیات
است. اینجا
خدا را به
عنوان صاحب
الامر میبیند
و اطاعت میکند.
در قیامت هم
خدای متعال را
به عنوان مالک
یوم الدین می
بیند و الا اگر
کسی خدا را در
اینجا ندید،
در صحنۀ قیامت
که صحنۀ داوری
است، نمیتواند
خدا را به
عنوان داور و
حاکم ببیند و او
را به جهنم میبرند،
اما نمیفهمد
چه شد.
این
تعبیر دعای
کمیل را من
گاهی عرض کردهام؛
«صَبَرْتُ
عَلَى
عَذَابِكَ
فَكَيْفَ
أَصْبِرُ
عَلَى
فِرَاقِك»، خدایا،
بر فرض که من
در جهنم بر
عذاب تو صبر
کردم، بر فراق
تو چه کنم؟
این فراز یک
معنای عرفانی
بالا دارد. خب
عرفان آن برای
اهلش است، برای
اولیاء خدا
اگر جهنمی باشد،
عذاب جهنم هم
عذاب فراق
است. ولی یک
معنای
ظاهرتری دارد،
در جهنم هم
اگر آدم حواسش
به خدا باشد،
جهنم قابل
تحمل میشود.
گرفتاری آدم
در جهنم باشد،
اما اینکه خیال
کند، اسیر یک
اسباب کر و
کور است، این
عذاب را مضاعف
میکند. در
دنیا هم همینطور
است. آدم اگر
خدای متعال را
ناظر ببیند،
همۀ سختیها
برایش قابل
تحمل میشود،
چراکه خدای
متعال رقم میزند.
ما هم داریم
در عالم بندگی
میکنیم، کسی
حضور خدا را
احساس کند،
هیچ سختیای
ندارد.
در
جهنم هم همینطور
است، گرفتاری
این است که
آدم در این
دنیا کور باشد،
خدا را نبیند،
آیات خدا را
نبیند و با یک
نظام کیهانی
کر و کور سر و
کار داشته
باشد؛ «در کف
شیر نر
خونخواره ای /
غیر تسلیم و
رضا»، دروغ میگوید،
رضا هم نیست،
عجز و نفرت
است. من را به
دنیا آورده،
پیرم میکند،
میمیراند،
فقیرم میکند،
غنی میکند.
اگر در قیامت
هم انسان در
جهنم برود و
نفهمد چه شد،
این خیلی بد
است. مؤمن اگر
در قیامت هم
جهنم رفت، ـ جهنم
که نمیروند ـ
یا تنبیهی شد،
میفهمد که
خدای متعال او
را تربیت میکند
و لذت میبرد.
یادم
هست مرحوم آیت
الله حائری
شیرازی ـ خدا
رحمتشان کند ـ
یک موقعی میگفتند
زمان پهلوی در
زندان که
بودیم، خیلی
به من سخت
گرفتند. ایشان
از کسانی بود
که تحت سختترین
شکنجهها بود.
دست و پای ایشان
را با زنجیر
میبستند. میگفتند
من آنجا احساس
میکردم،
خدای متعال
دارد من را
تربیت میکند.
در آخرین
لحظات
حیاتشان، من
بالای سرشان رفتم.
پنج شش تا سرم
به ایشان وصل
بود. ایشان نگاه
میکرد و میگفت
باز هم من
وقتی اینها
را میبینم،
احساس میکنم
خدا دارد من
را تربیت میکند،
لذت میبرم.
آدمی که با
خدا راه میرود،
در جهنم هم
اگر رفت،
احساس میکند،
اینجا محل
تربیت است.
خدای متعال که
بدون دلیل نمیخواهد
کسی را چوب
بزند. میخواهد
چوب بزند، تا
تأدیبت کند.
آدم بشوی و
بیرون بیایی و
به خدا برسی.
تو را پاک میکند.
انسان اگر در
جهنم هم برود،
اگر با خدا باشد،
قابل تحمل
است. «صَبَرْتُ
عَلَى
عَذَابِكَ
فَكَيْفَ
أَصْبِرُ
عَلَى
فِرَاقِك»، آدم در
جهنم برود و
نفهمد چه کسی
او را وارد جهنم
کرده، این
خیلی خطرناک
است.
«مَنْ
كانَ في
هذِهِ
أَعْمى
فَهُوَ فِي
الْآخِرَةِ
أَعْمى».
فرمود اگر در
اینجا آیات
خدا را ندیدی،
در قیامت هم
نمیتوانی،
آیات را
ببینی. بله،
حضور خدای
متعال در آنجا
حضور فوق
العادهای
است. اینجا
اجازه داده تا
سر و صدا کنند،
کرّ و فر کنند،
فراعنه بروند
و بیایند اما
آنجا اجازه
حرف زدن نداری،
«لا
يَتَكَلَّمُونَ
إِلاَّ مَنْ
أَذِنَ لَهُ
الرَّحْمن»،[۲۹] «فَلا
تَسْمَعُ
إِلاَّ
هَمْسا»،
در آن صحنه
صدایی از کسی
بلند نمیشود.
کسی که اینجا
ندید، آنجا هم
نمیبیند. لذا
میگیرند و میبرند
و در جهنم میاندازند،
اما نمیفهمد
چه شد. ولی اگر
کسی اینجا با
خدا بود، آنجا
هم صحنۀ داوری
خدا را میبیند.
خیالش راحت
است و این
رسیدن به خدا
راه خودش را
دارد. حضرت
فرمود خودتان
نروید، چون
نمیتوانید
برسید. علم آن
نزد اهل آن
است. اگر نزد
اهلش بروید،
شما را به خدا
میرساند. «يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بامامهم»، یعنی هر
امامی در هر
زمان آمده، تا
ما را به خدا
برساند و عالم
را برای ما
آیات کند. اگر
رفتید میرسید،
اگر نرفتید و
از اینجا در
وادی ضلال
بودید، در
قیامت هم در
وادی ضلال
خواهید بود.
[۱].
اللهوف على
قتلى الطفوف،
ص۶۰.
[۲]. «سَمِعْتُ
أَبَا عَبْدِ
اللَّهِ
يَقُولُ السَّمْعُ
وَ
الطَّاعَةُ
أَبْوَابُ
الْخَيْرِ
السَّامِعُ
الْمُطِيعُ
لَا حُجَّةَ عَلَيْهِ
وَ
السَّامِعُ
الْعَاصِي
لَا حُجَّةَ
لَهُ وَ امام
الْمُسْلِمِينَ
تَمَّتْ حُجَّتُهُ
وَ
احْتِجَاجُهُ
يَوْمَ
يَلْقَى
اللَّهَ
عَزَّ وَ
جَلَّ ثُمَّ
قَالَ يَقُولُ
اللَّهُ
تَبَارَكَ وَ
تَعَالَى يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بِامامهِمْ»؛
الكافی، ج۱،
ص۱۸۹.
[۳]. «آمَنَ
الرَّسُولُ
بِما
أُنْزِلَ
إِلَيْهِ مِنْ
رَبِّهِ وَ
الْمُؤْمِنُونَ
كُلٌّ آمَنَ
بِاللَّهِ وَ
مَلائِكَتِهِ
وَ كُتُبِهِ وَ
رُسُلِهِ لا
نُفَرِّقُ
بَيْنَ
أَحَدٍ مِنْ
رُسُلِهِ وَ
قالُوا
سَمِعْنا وَ
أَطَعْنا
غُفْرانَكَ
رَبَّنا وَ
إِلَيْكَ
الْمَصير»؛
سورۀ بقره،
آیۀ۲۸۵.
[۴].
سورۀ بقره،
آیۀ۲۸۶.
[۵]. «مِنَ
الَّذينَهادُوا
يُحَرِّفُونَ
الْكَلِمَ
عَنْ مَواضِعِهِ
وَ
يَقُولُونَ
سَمِعْنا وَ
عَصَيْنا وَ
اسْمَعْ
غَيْرَ
مُسْمَعٍ وَ
راعِنا لَيًّا
بِأَلْسِنَتِهِمْ
وَ طَعْناً
فِي الدِّينِ
وَ لَوْ
أَنَّهُمْ
قالُوا
سَمِعْنا وَ أَطَعْنا
وَ اسْمَعْ وَ
انْظُرْنا
لَكانَ خَيْراً
لَهُمْ وَ
أَقْوَمَ وَ
لكِنْ لَعَنَهُمُ
اللَّهُ
بِكُفْرِهِمْ
فَلا
يُؤْمِنُونَ
إِلاَّ
قَليلاً»؛
سورۀ نساء،
آیۀ۴۶.
[۶]. «يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بِامامهِمْ فَمَنْ
أُوتِيَ
كِتابَهُ
بِيَمينِهِ
فَأُولئِكَ
يَقْرَؤُنَ
كِتابَهُمْ
وَ لا يُظْلَمُونَ
فَتيلاً»؛
سورۀ اسراء،
آیۀ۷۱.
[۷].
سورۀ اسراء،
آیۀ۷۲.
[۸].
سورۀ نساء،
آیۀ۴۱.
[۹].
المحاسن، ج۱،
ص۱۴۴.
[۱۰]. «أَ
لَمْ تَرَ
إِلَى
الَّذينَ
قيلَ لَهُمْ
كُفُّوا
أَيْدِيَكُمْ
وَ أَقيمُوا
الصَّلاةَ وَ
آتُوا
الزَّكاةَ
فَلَمَّا
كُتِبَ عَلَيْهِمُ
الْقِتالُ
إِذا فَريقٌ
مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ
النَّاسَ
كَخَشْيَةِ
اللَّهِ أَوْ
أَشَدَّ
خَشْيَةً وَ
قالُوا
رَبَّنا لِمَ
كَتَبْتَ
عَلَيْنَا
الْقِتالَ
لَوْ لا أَخَّرْتَنا
إِلى أَجَلٍ
قَريبٍ قُلْ
مَتاعُ
الدُّنْيا
قَليلٌ وَ
الْآخِرَةُ
خَيْرٌ لِمَنِ
اتَّقى وَ لا
تُظْلَمُونَ
فَتيلاً»؛
سورۀ نساء،
آیۀ۷۷.
[۱۱]. «سَأَلْتُ
أَبَا عَبْدِ
اللَّهِ عَنْ
قَوْلِ
اللَّهِ
تَبَارَكَ وَ
تَعَالَى يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بِامامهِمْ فَقَالَ
يَا فُضَيْلُ
اعْرِفْ
امامكَ فَإِنَّكَ
إِذَا
عَرَفْتَ
امامكَ لَمْ
يَضُرَّكَ
تَقَدَّمَ
هَذَا
الْأَمْرُ
أَوْ تَأَخَّرَ
وَ مَنْ
عَرَفَ
امامهُ ثُمَّ
مَاتَ قَبْلَ
أَنْ يَقُومَ
صَاحِبُ
هَذَا
الْأَمْرِ
كَانَ
بِمَنْزِلَةِ
مَنْ كَانَ
قَاعِداً فِي
عَسْكَرِهِ
لَا بَلْ
بِمَنْزِلَةِ
مَنْ قَعَدَ
تَحْتَ
لِوَائِهِ
قَالَ وَ
قَالَ بَعْضُ
أَصْحَابِهِ
بِمَنْزِلَةِ
مَنِ اسْتُشْهِدَ
مَعَ رَسُولِ
اللَّهِ»؛ الكافی،
ج۱، ص۳۷۱.
[۱۲]. «قَالَ
الرِّضَا
عَلَيْهِ
السَّلَامُ
فِي قَوْلِ
اللَّهِ يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بِامامهِمْ قَالَ
إِذَا كَانَ
يَوْمُ
الْقِيَامَةِ
قَالَ
اللَّهُ أَ
لَيْسَ
عَدْلٌ
مِنْ رَبِّكُمْ
أَن
نُوَلِّيَ
كُلَّ قَوْمٍ
مَنْ تَوَلَّوْا
قَالُوا
بَلَى قَالَ
فَيَقُولُ تَمَيَّزُوا
فَيَتَمَيَّزُونَ»؛ تفسير العياشی، ج۲، ص۳۰۴.
[۱۳]. «فَسَارَ
الْحُسَيْنُ
وَ
أَصْحَابُهُ
فَلَمَّا
نَزَلُوا
ثَعْلَبِيَّةَ
وَرَدَ عَلَيْهِ
رَجُلٌ
يُقَالُ لَهُ
بِشْرُ بْنُ
غَالِبٍ
فَقَالَ يَا
ابْنَ
رَسُولِ
اللَّهِ أَخْبِرْنِي
عَنْ قَوْلِ
اللَّهِ
عَزَّ وَ جَلَّ
يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَّ أُناسٍ
بِامامهِمْ
قَالَ
إِمَامٌ
دَعَا إِلَى
هُدًى فَأَجَابُوهُ
إِلَيْهِ وَ
إِمَامٌ
دَعَا إِلَى ضَلَالَةٍ
فَأَجَابُوهُ
إِلَيْهَا
هَؤُلَاءِ
فِي
الْجَنَّةِ
وَ هَؤُلَاءِ
فِي النَّارِ
وَ هُوَ
قَوْلُهُ
عَزَّ وَ
جَلَّ فَرِيقٌ
فِي
الْجَنَّةِ
وَ فَرِيقٌ
فِي السَّعِير»؛
الأمالی(للصدوق)،
النص، ص۱۵۳.
[۱۴]. «وَ
جَعَلْنا
مِنْهُمْ
أَئِمَّةً
يَهْدُونَ
بِأَمْرِنا
لَمَّا
صَبَرُوا وَ
كانُوا بِآياتِنا
يُوقِنُون»؛
سورۀ سجده،
آیۀ۲۴.
[۱۵]. «وَ
جَعَلْناهُمْ
أَئِمَّةً
يَدْعُونَ
إِلَى
النَّارِ وَ
يَوْمَ
الْقِيامَةِ
لا يُنْصَرُون»؛
سورۀ قصص،
آیۀ۴۱.
[۱۶].
سورۀ انفطار،
آیات۱۳و۱۴.
[۱۷]. «وَ
كَذلِكَ
أَوْحَيْنا
إِلَيْكَ
قُرْآناً عَرَبِيًّا
لِتُنْذِرَ
أُمَّ
الْقُرى وَ مَنْ
حَوْلَها وَ
تُنْذِرَ
يَوْمَ
الْجَمْعِ لا
رَيْبَ فيهِ
فَريقٌ فِي
الْجَنَّةِ
وَ فَريقٌ فِي
السَّعير»؛
سورۀ شوری،
آیۀ۷.
[۱۸].
زیارت اربعین.
[۱۹]. «قَالَ
أَبُو عَبْدِ
اللَّهِ يَوْمَ
نَدْعُوا
كُلَ
أُناسٍ
بِامامهِمْ ثُمَّ
قَالَ قَالَ
رَسُولُ
اللَّهِ وَ
عَنَى
امامكُمْ وَ
كَمْ مِنْ
امام
يَجِيءُ يَوْمَ
الْقِيَامَةِ
يَلْعَنُ
أَصْحَابَهُ وَ
يَلْعَنُونَهُ
نَحْنُ
ذُرِّيَّةُ
مُحَمَّدٍ وَ
أُمُّنَا
فَاطِمَةُ وَ
مَا آتَى اللَّهُ
أَحَداً مِنَ
الْمُرْسَلِينَ
شَيْئاً
إِلَّا وَ
قَدْ آتَاهُ
مُحَمَّداً
كَمَا آتَى
الْمُرْسَلِينَ
مِنْ
قَبْلِهِ
ثُمَّ تَلَا
وَ لَقَدْ
أَرْسَلْنا
رُسُلًا مِنْ
قَبْلِكَ وَ
جَعَلْنا
لَهُمْ
أَزْواجاً وَ
ذُرِّيَّةً»؛
المحاسن، ج۱،
ص۱۵۵.
[۲۰]. «عَنْ
أَبِي عَبْدِ
اللَّهِ
جَعْفَرِ
بْنَ مُحَمَّدٍ
قَالَ إِذَا
كَانَ يَوْمُ
الْقِيَامَةِ
نَادَى
مُنَادٍ مِنْ
بُطْنَانِ
الْعَرْشِ
أَيْنَ
خَلِيفَةُ
اللَّهِ
فِي أَرْضِهِ
فَيَقُومُ
دَاوُدُ
النَّبِيُّ فَيَأْتِي
النِّدَاءُ
مِنْ عِنْدِ
اللَّهِ عَزَّ
وَ جَلَّ
لَسْنَا
إِيَّاكَ
أَرَدْنَا وَ
إِنْ كُنْتَ
لِلَّهِ
خَلِيفَةً
ثُمَّ يُنَادِي
ثَانِيَةً
أَيْنَ
خَلِيفَةُ
اللَّهِ
فِي
أَرْضِهِ
فَيَقُومُ
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ
عَلِيُّ بْنُ
أَبِي طَالِبٍ
فَيَأْتِي
النِّدَاءُ
مِنْ قِبَلِ
اللَّهِ
عَزَّ وَ
جَلَّ يَا
مَعْشَرَ
الْخَلَائِقِ
هَذَا
عَلِيُّ بْنُ
أَبِي طَالِبٍ
خَلِيفَةُ
اللَّهِ فِي
أَرْضِهِ وَ حُجَّتُهُ
عَلَى
عِبَادِهِ
فَمَنْ
تَعَلَّقَ
بِحَبْلِهِ
فِي دَارِ
الدُّنْيَا
فَلْيَتَعَلَّقْ
بِحَبْلِهِ
فِي هَذَا
الْيَوْمِ
لِيَسْتَضِيءَ
بِنُورِهِ وَ
لِيَتَّبِعَهُ
إِلَى
الدَّرَجَاتِ
الْعُلَى
مِنَ الْجِنَانِ
قَالَ
فَيَقُومُ
أُنَاسٌ قَدْ تَعَلَّقُوا
بِحَبْلِهِ
فِي
الدُّنْيَا فَيَتَّبِعُونَهُ
إِلَى
الْجَنَّةِ
ثُمَّ يَأْتِي
النِّدَاءُ
مِنْ عِنْدِ
اللَّهِ جَلَّ
جَلَالُهُ
أَلَا مَنِ
ائْتَمَّ
بِامام فِي
دَارِ
الدُّنْيَا
فَلْيَتَّبِعْهُ
إِلَى حَيْثُ
شَاءَ وَ
يَذْهَبُ
بِهِ فَحِينَئِذٍ
يَتَبَرَّأُ
الَّذِينَ
اتُّبِعُوا
مِنَ
الَّذِينَ
اتَّبَعُوا
وَ رَأَوُا
الْعَذابَ وَ
تَقَطَّعَتْ
بِهِمُ
الْأَسْبابُ
وَ قالَ
الَّذِينَ
اتَّبَعُوا
لَوْ أَنَّ
لَنا كَرَّةً
فَنَتَبَرَّأَ
مِنْهُمْ
كَما
تَبَرَّؤُا
مِنَّا
كَذلِكَ
يُرِيهِمُ
اللَّهُ
أَعْمالَهُمْ
حَسَراتٍ
عَلَيْهِمْ
وَ ما هُمْ
بِخارِجِينَ
مِنَ النَّار»؛
الأمالی
(للمفيد)،
النص، ص۲۸۵.
[۲۱].
زیارت جامعۀ
کبیره.
[۲۲]. سورۀ
طه، آیۀ۱۲۴.
[۲۳]. «أَعَدَّ
اللَّهُ
لَهُمْ
عَذاباً
شَديداً فَاتَّقُوا
اللَّهَ يا
أُولِي
الْأَلْبابِ الَّذينَ
آمَنُوا قَدْ
أَنْزَلَ
اللَّهُ إِلَيْكُمْ
ذِكْراً *
رَسُولاً
يَتْلُوا عَلَيْكُمْ
آياتِ
اللَّهِ
مُبَيِّناتٍ
لِيُخْرِجَ
الَّذينَ
آمَنُوا وَ
عَمِلُوا
الصَّالِحاتِ
مِنَ
الظُّلُماتِ
إِلَى
النُّورِ وَ
مَنْ
يُؤْمِنْ
بِاللَّهِ وَ
يَعْمَلْ صالِحاً
يُدْخِلْهُ
جَنَّاتٍ
تَجْري مِنْ
تَحْتِهَا
الْأَنْهارُ
خالِدينَ
فيها أَبَداً
قَدْ
أَحْسَنَ
اللَّهُ لَهُ
رِزْقاً»؛
سورۀ طلاق،
آیات۱۰و۱۱.
[۲۴]. «وَ
عَلَى
الثَّلاثَةِ
الَّذينَ
خُلِّفُوا حَتَّى
إِذا ضاقَتْ
عَلَيْهِمُ
الْأَرْضُ بِما
رَحُبَتْ وَ
ضاقَتْ
عَلَيْهِمْ
أَنْفُسُهُمْ
وَ ظَنُّوا
أَنْ لا
مَلْجَأَ
مِنَ اللَّهِ
إِلاَّ
إِلَيْهِ
ثُمَّ تابَ
عَلَيْهِمْ
لِيَتُوبُوا
إِنَّ
اللَّهَ هُوَ
التَّوَّابُ
الرَّحيم»؛
سورۀ برائت،
آیۀ۱۱۸.
[۲۵]. «قالَ
رَبِّ لِمَ
حَشَرْتَني
أَعْمى وَ قَدْ
كُنْتُ
بَصيراً»؛
سورۀ طه، آیۀ۱۲۵.
[۲۶]. «قالَ
كَذلِكَ
أَتَتْكَ
آياتُنا
فَنَسيتَها
وَ كَذلِكَ
الْيَوْمَ
تُنْسى»؛
سورۀ طه، آیۀ۱۲۶.
[۲۷].
عيون اخبار
الرضا عليه
السلام، ج۱،
ص۱۷۵.
[۲۸]. «يَوْمَئِذٍ
يَتَّبِعُونَ
الدَّاعِيَ
لا عِوَجَ
لَهُ وَ
خَشَعَتِ
الْأَصْواتُ
لِلرَّحْمنِ
فَلا
تَسْمَعُ
إِلاَّ
هَمْسا». سورۀ
طه، آیۀ۱۰۸.
[۲۹]. «يَوْمَ
يَقُومُ
الرُّوحُ وَ
الْمَلائِكَةُ
صَفًّا لا
يَتَكَلَّمُونَ
إِلاَّ مَنْ
أَذِنَ لَهُ
الرَّحْمنُ
وَ قالَ
صَواباً»؛
سوره نبأ، آیۀ۳۸.