فهرست مطالب


جلسه 212 خارج فقه کتاب الخمس بررسی خمس فریضه و سنت و مسئله استثناء مئونه مسئله ارث مال متعلق خمس

متن زیر تقریر جلسه 212 درس خارج فقه خمس آیه الله میرباقری است که به تاریخ 2 دی ماه ماه سال 99 برگزار شده است. ایشان در این جلسه در ادامه بحث موضوع خمس دوباره به بحث فریضه و سنت برگشت کرده و آن را جمع بندی کرده اند و بعد بحث استثناء مئونه و ادله آن را مورد بررسی قرار می دهند که این مئونه عیال به کدام قسم از خمس می خورد و در نهایت بخاطر صحیحه طویله علی بن مهزیار و نیز قرائن دیگری که فی الجمله هست استثناء را شامل خمس فریضه می دانند. لکن در مورد خمس معدن و غوص و مال مختلط اشکالی داشتند که این فریضه باشد. ایشان در ادامه وارد مساله 50 می شوند که بحث ارث مالی است که متعلق خمس است که بحث تحلیل خمس شخص ثالث از همین جا آغاز می شود..

تفصیل بین خمس سنت و فریضه در موضوع خمس

همانطور که گفته شد قول صحیح در موضوع خمس این است که مطلق الفوائد متعلق خمس هستند و همه فوائد متعلق خمس هستند مگر اینکه در موردی دلیلی اقامه شود که متعلق خمس نیست.

البته با توجه به اینکه در صحیحه علی بن مهزیار فوائد غیر مترقبه خمس فریضه دانسته شده است باید گفت که موضوع خمس فوائد، فوائد متعارف و متوقع است و اما فوائد غیر مترقبه جزء خمس فریضه هستند.

تفصیل بین خمس سنت و فریضه در استثناء مؤونه

نسبت به مؤونه هم گفته شد روایات استثناء مؤونه نسبت به متعلق خمس اطلاق دارد و همه متعلقات خمس را شامل میشود لذا همه متعلقات خمس باید خمس را بعد از مؤونه پرداخت کرد. مگر اینکه کسی از صحیحه علی بن مهزیار اینطور استظهار کند که مؤونه سنه از خمس فریضه کسر نمیشود ولی از خمس سنه کسر میشود به این بیان که حضرت در خمس سنت استثناء مؤونه را بیان کرده اند ولی در خمس فریضه استثناء مؤونه را بیان نفرموده اند و از تقابل این دو معلوم میشود که از خمس فریضه مؤونه کسر نمیشود.

موضوع خمس فریضه هم همانطور که در صحیحه شریفه آمده است مختص به غنیمت دار الحرب نیست بلکه هر فایده غیر مترقبه ای را شامل میشود؛ اما نسبت به معدن و غوص و کنز، باید گفت که کنز در روایت شریفه به عنوان «مال لایعرف له صاحب» ذکر شده است ولی شمول آن نسبت به غوص و معدن محل تامل است.

برای فوائد غیر مرتقبه هم در این روایت مثال هایی بیان شده است که معنای آنها همین غیر مترقبه بودن است؛ یعنی معنای ارث غیر محتسب این است که شخص عادتا محاسبه نمیکرده که این ارث به او برسد و «من غیر اب و ابن» یک قید اضافه نیست بلکه توضیح همین غیر متوقع بودن است. در جائزه هم غیر متوقع بودن به این است که جایزه خطیره ای باشد یعنی غیر متوقع بودن در اینجا از ناحیه مبلغ است.

بنابراین متعلقات خمس یا فریضه هستند که فوائد غیر مترقبه هستند و از همان ابتدا باید خمس آن پرداخت شود و یا فوائد متعارفه و متوقعه هستند که خمس آن بعد از مؤونه پرداخت میشود. اما در فوائد مترقبه نکته ای در خصوص معدن و غوص وجود دارد و آن اینکه خمس در این دو مورد مقید به نصاب شده است. یعنی تنها تفاوت این دو با بقیه فوائد این است که این دو بعد از رسیدن به نصاب متعلق خمس هستند و قبل آنها به طور کلی متعلق خمس نیستند.

برخی فرموده اند قرائنی وجود دارد که مانع از انعقاد اطلاق در روایات استثناء مؤونه است مثل اینکه خمس در معدن و غوص و کنز از زمان حضرت رسول صلی الله علیه و آله جعل شده اند و در آن روایات استثناء مؤونه وجود ندارد و اینکه روایات صادره درباره موونه بیشتر در موضوع فوائد مطرح است و در معدن و امثال آن اصلا بحث از استثناء مؤونه نیست و اینکه روایات استثناء مؤونه از ائمه متاخر از امام صادق علیه السلام است و خمس فوائد هم از همان زمان جعل شده است و اینکه خلاف ارتکاز است که این همه روایاتی که در خمس معدن آمده است صرفا به دلیل بیان نصاب باشد و اینکه روایات الخمس فی الخمس وحدت سیاق دارند لذا نمیتوان گفت از برخی مؤونه اسثناء میشود و از برخی استثناء نمیشود و اینکه شهرت محققه در عدم استثناء مؤونه در متعلقات دیگر است.

لکن این قرائن هریک به تنهایی که ناتمام هستند و مجموع آنها هم نمیتوان مانع انعقاد اطلاق در روایات استثناء مؤونه باشد چراکه ممکن است که از ابتدا متعلقاتی برای خمس بیان شده است و در زمان بعد از امام صادق علیه السلام موضوع را گسترده کرده اند و استثناء مؤونه را نیز بیان کرده اند لذا اینکه قبلا بحثی از استثناء مؤونه نبوده و فقط از ائمه متاخر علیهم السلام نقل شده است مشکلی در اطلاق صحیحه بزنطی و صحیحه اشعری ایجاد نمیکند.

بنابراین این دو روایت از ناحیه موضوع خمس اطلاق دارند و همه فوائد را شامل میشوند اما با توجه به ادله خمس غنائم دار الحرب و با توجه به صحیحه علی بن مهزیار باید گفت که غنیمت و کنز و مجموع فوائد غیر مترقبه خمس فریضه هستند و مؤونه از آنها استثناء نمیشود.

مسئله 50: ارث مورد تعلق خمس

إذا علم أنّ مورّثه لم يؤدّ خمس ما تركه وجب إخراجه سواء كانت العين الّتي تعلّق بها الخمس موجودة فيها، أو كان الموجود عوضها بل لو علم باشتغال ذمّته بالخمس وجب إخراجه من تركته مثل سائر الديون.

مرحوم سید در این فرع فرموده اند که اگر خمسی بر عهده مورث بوده و آن را پرداخت نکرده است باید وراث آن را پرداخت کنند. و در این وجوب پرداخت تفاوتی نمیکند که عین مالی که خمس به آن تعلق گرفته است باقی باشد یا عین آن موجود نیست بلکه تبدیل شده است به مال دیگر و یا اینکه تلف شده و به ذمه شخص آمده باشد.

در ترکه ای که از مورث باقی مانده و متعلق خمس است صورت های متعددی مطرح است یکی اینکه اصلا شیعه نباشد و به این دلیل قائل به خمس نیست و دوم اینکه شیعه ای باشد که معتقد به خمس نیست و سوم اینکه شیعه است و معتقد به خمس هم هست و لکن هنوز به سال خمسی نرسیده فوت کرده است که بین این صورت ها باید تفصیل داده شود و در جلسه آینده بررسی خواهد شد.

*****

آیات و روایات بحث:

خارج فقه کتاب الخمس بررسی خمس فریضه, مسئله استثناء مئونه مسئله ارث مال متعلق خمس, خمس سنت, موضوع خمس, خمس سنت, استثناء مؤونه, مسئله 50: ارث, تعلق خمس


اسکرول به بالا